دنیای طراحی بر مبنای محاسبات و طراحی دیجیتال به طور کامل با دنیای طراحی دستی متفاوت است. طرح ها ، کانسپت ها و فرآیندهایی که برای طرح انسانی غیر قابل درک ، غیر قابل پیش بینی و در ظاهر غیر ممکن به نظر می رسند، در دنیای طراحی دیجیتال می توانند به وسیله ساز و کارهای جدید طراحی ، امکان اجرا و توسعه یابند. این گسترش ناگهانی عواقب نا معلومی هم به دنبال دارد، از جمله اینکه طراحی دیجیتال و استفاده از کامپیوتر به یک ابزار تجاری تبدیل شده که در نتیجه آن فرم های عجیب و غریبی که مبدا ، فرآیند و منطق تولید آنها کاملا مبهم و ناشناخته است تولید می شوند. این گونه فرم ها تنها جنبه های ظاهری را مدنظر قرار داده و تبدیل آنها به معماری که علاوه بر ظاهر مطلوب باید به نیازهای عملکردی و ایستایی هم پاسخ دهد ، بسیار دشوار است.برای اینکه طراحی روشی مبتنی بر علم و منطق باشد ، نباید تنها از مدل های منطقی ، نظام مند و هوشمند بهره گرفت ، بلکه باید طبیعت مساله طراحی که تا حدود زیادی نا معین ، نا مشخص و تعریف نشده است را در نظر گرفت و امکان رسیدن به راه حل های گوناگون را در مساله طراحی لحاظ کرد.
طرح های حرفه ای معماران معاصری مانند تام مین ، فرانک گری و پیتر آیزنمن را می توان از لحاظ استفاده از کامپیوتربه عنوان ابزار خلق فرم و نیز میزان وابستگی کارهای آنها به روش های محاسباتی و الگوریتمی بررسی کرد. مثالها و نمونه های زیادی به ویژه در ده سال اخیر می توان یافت که ساختار بنا و یا دیاگرام فضایی آن به وسیله روش های محاسباتی و الگوریتمی ایجاد شده باشد.
با استفاده از این روش ها معماری خود را از پوسته معمولی بودن و قابل پیش بینی بودن بیرون می آورد.